باغ سنگی درویش خان کرمان اماکن اسرار آمیز ایران

به گزارش مجله جهانگیر، باغ سنگی درویش خان کرمان

باغ سنگی درویش خان کرمان : در این مقاله از وب سایت مجله گردشگری خبرنگاران می خواهیم راهی استان کرمان شویم و در شهر سیرجان به باغی اسرار آمیز قدم بگذاریم که خبری از سرسبزی در آن نیست اما درختانش همواره میوه دارند. میوه هایی از جنس سنگ که سال هاست بر شاخ و برگ تنه هایی خشکیده خود نمایی می نمایند و رازی پنهان را در سینه خود دارند.

باغ سنگی درویش خان کرمان اماکن اسرار آمیز ایران

جهت دریافت خدمات طراحی بیرونی ویلا با گروه ساختمانی آبان در ارتباط باشید. گروه آبان با سالهای تجربه طراحی معماری و ساخت و مشارکت در پروژه های ساختمانی ویلا و باغ کوچک و بزرگ بهترین انتخاب جهت مشاوره و اجرا میباشد.

بلیط هواپیما در طاهاگشت

معرفی کوتاه استان کرمان :

کرمان یکی از کلان شهرهای ایران و مرکز استان کرمان پهناورترین استان ایراندرجنوب شرقی این کشور واقع است. جمعیت این شهر طبق سرشماری بر اساس آمار سال 95 معادل 634132 نفر بوده است. کرمان یکی از پنج شهر تاریخی ایران است. وسعت شهر کرمان حدود 13000 هکتار است و به دلیل وسعت شهری و جمعیت کرمان، این شهر جزو کلان شهرهای ایران طبقه بندی شده است. حاشیه نشینی مهمترین مشکل کلانشهر کرمان است. کرمان در حال تبدیل شدن به شهری الکترونیکی است و این شهر به عنوان پایلوت دولت الکترونیک انتخاب شده است و در برنامه های توسعه کشور باید به شهری الکترونیکی تبدیل گردد. شهر کرمان با 1756 متر ارتفاع از سطح دریا، سومین مرکز استان بلند و مرتفع ایران محسوب می گردد. و همین امر باعث اعتدال نسبی هوای شهر کرمان در تابستان شده است.

چرا باغ سنگی درویش خان ؟

  • باغ سنگی درویش خان جاذبه ای رمزآلود و سراسر راز است که هیچ کس نتوانسته از آنها سر در بیاورد.
  • این باغ نمونه ای بی همتا در ایران و حتی دنیا است و بازدید از آن لحظاتی فراموش نشدنی را برایتان رقم می زند.
  • فضای متفاوت این باغ و میوه های سنگی آن تجربه ای متفاوت را برای شما به ارمغان می آورند.
  • این باغ لوکیشن یکی از فیلم ها در تاریخ سینمای ایران نیز هست که به زندگی صاحب آن می پردازد.

آشنایی با باغ سنگی

در گوشه ای از شهر سیرجان باغی در زمینی خشک به چشم می خورد که درویش خان اسفندیار پور آن را بنا نموده است؛ باغی که ذره ای حیات در آن دیده نمی گردد و سالهاست که همه چیز در آنجا مُرده است.

آنچه پیش رویمان قرار گرفته است، یک باغ به شکل یک شش ضلعی نامنظم است که به جای سرسبزی تنها درختان خشکیده ای را در خود جای داده و میوه هایش از جنس سنگ هستند. در دانه دانه این میوه های سنگی رازی نهفته است و هر کدامشان علامت سوالی را به دنبال خود می کشانند.

حیرت، چیزی است که در نگاه بسیاری در اینجا دیده می گردد و اینکه بایستی و به فضای این باغ خیره شوی آنقدر ها هم عجیب نیست. این باغ غرق در سوالات بی جوابی است که هیچگاه پاسخی برای آنها پیدا نخواهد شد و هر چه که بیشتر در آن پیش می روی بیشتر ذهنت درگیر رازهای آن می شوند.

درویش خان که بود ؟

درویش خان اسفندیار پور که همه او را با نام درویش خان می شناسند مرد کَر و لالی بود که در تاریخ 13 دی ماه سال 1303 خورشیدی در روستای میاندوآب کرمان چشم به دنیا گگردد. وی در زمان حیاتش عظیم خاندان خودش به شمار می رفت و پدرش حبیب اله خان نام داشت.

در خصوص درویش خان حرف و سخن زیاد است و داستان های بسیاری از زبان این و آن شنیده می گردد. قدیمی ترها می گویند که اصل و نسب خاندان او به خان های قدیم می رسد و به همین دلیل نامشان را با کلمه خان می برند. آنها معتقدند که او یکی از ایلیاتی هایی بوده که توسط رضاخان در روستای بلورد (در بخش مرکزی شهرستان سیرجان در کرمان) ساکن شدند.

اما آنچه بیشتر واقعی به نظر می رسد این است که درویش خان یکی از زمین داران سیرجان بود، از راه چوپانی و باغبانی گذران معیشت می کرد و درختان باغش عمدتا بادام و گردو بودند.

بعضی دیگر درویش خان را مردی دلاور می دانند که در زمان خود همتا نداشته و نامش بر سر زبان ها بوده است. گفته می گردد او لاشه گوسفندان را از دست یک جفت پلنگ، باز پس گرفته و در درگیری توانسته آنها را بکشد. بعضی دیگر بازی با گرگ و مارهای خطرناک را از تفریح درویش خان می دانند و او را به عنوان یک فرد شجاع با سر نترس توصیف می نمایند. نجات شتربان خراسانی از چنگال شتر مست و نجات شتری که پاهایش در روز عاشورای حسینی در بلورد در قبری فرو رفته بود نیز از داستان هایی است که از او نقل می گردد.

ظاهر درویش خان هم یکی از دلایل توجه مردم به او بوده و ریش وی که به شکل دو شاخ بوده، نشان دهنده شناخت وی از شاهنامه و الهام گیری او از رستم و پهلوانان اساطیری ایران است.

وی باغ سنگی را به عنوان یادگار بسیار ارزشمندی، از خود به جای گذاشته که امروز مقصد بسیاری از گردشگران و مایه حیرت آنهاست. او پس از 83 سال زندگی در 18 فرودین ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و شش دار فانی را وداع گفت و در دسترنج عمرش، باغ سنگی، به خاک سپرده شد.

یکی از پسران درویش خان در اثر واژگونی تراکتور کشته شد و همسرش نیز سال ها پیش فوت کرد. آنچه از خاندان وی باقی ماند یک پسر و عروس بود که امروزه محل زندگیشان دیوار به دیوار باغ سنگی است و پاسدار خوبی برای میراث وی به شمار می فرایند.

باغ سنگی روایت زندگی درویش خان

اولین سوالی که ذهن هر بیننده ای را به خود مشغول می نماید این است که این باغ چگونه به این صورت درآمده و چرا میوه های آن سنگی است؟ آیا پای نفرینی سیاه در میان است؟ یا اینکه اعجاز خاصی در دل این باغ وجود دارد؟

همه چیز در زندگی درویش خان رنگ و بوی آرامش داشت تا اینکه در سال 1340 طرح اصلاحات اراضی انجام شد و او زمین هایش را از دست داد. غم و ناراحتی این اتفاق تلخ آن چنان بر تن این مرد سایه افکند که زندگی را از یاد برد. درختان باغش آرام آرام خشکیدند و او تنها نظاره گر بود.

بعد از چند سال که دیگر از آن درختان پربار اثری نمانده بود، درویش خان دست به کار عجیبی می زند. او در زمینش گودالی نیم متری حفر می نماید و تنه درخت خشکیده ای را در آن می گذارد و در نهایت آغاز به آویزان کردن سنگ از آنها می نماید. روزها از پی هم می آیند و او همین کار را ادامه می دهد تا اینکه در اواخر حیاتش وسعت این باغ به 1000 متر و تعداد درختانش به 180 عدد می رسد.

حس پیروزی سراسر وجودش را فرامی گیرد چرا که حالا او صاحب باغی با درختان زیاد است که نه خشک می شوند و نه از بین می فرایند و کسی هم نمی تواند به بهانه های مختلف آنها را از چنگش در بیاورد.

کم کم درختان خشکیده باغ، مونس این مرد غمگین می شوند و درویش خان را در کنار خود ساکن می نمایند. درختان سنگی، زندگی جدیدی را برای او به ارمغان می آورند و رسیدگی به آنها به بخشی جدایی ناپذیر از کارهای روزمره وی تبدیل می شوند. درویش خان همه اتفاقات زندگیش را با همین درختان سهیم می گردد و تصویری از روزهای حیاتش را با همه اتفاقات شیرین و تلخ در آنها به وجود می آورد. مثل سنگی شبیه به سر تراشیده انسان که به مناسبت سربازی رفتن پسرش آن را بر درخت آویخته یا سنگ هایی که به مناسبت مرگ دوستان و عزیزانش در درختان آویزان شده اند و او به جای سنگ مزار، هر روز به آنها سر می زده است.

درویش خان به سنگ اکتفا نکرد و مدتی هم به آویزان کردن سر گوسفندانی که توسط گرگ دریده شده بود پرداخت تا اینکه با اعتراض مردم، دست از کارش برداشت. لوله اگزوز ماشین، چرخ دنده های فرسوده، لاستیک های نخ نمای پنچر شده، پیت نفت، قوطی حلبی، انبارک نفت چراغ علاءالدین، آینه شکسته و شناور کولر، فنر، مقره های شکسته، تیرهای تلگراف، نی قلیان شکسته و بسیاری ضایعات دیگر هم بر این درختان پدیدار شدند. او از هر چیزی برای آویختن سنگهایش استفاده می کرد؛ از زنجیر موتور گرفته تا سیم هایی که حاصل از آتش زدن لاستیک ها بوده اند ، همه و همه هنوز هم بر درختان قابل مشاهده هستند.

درختان باغ و میوه های سنگی همدم درویش خان بودند و او روزها و شب هایش را با آنها سپری می کرد؛ گویی در هنگام شاد بودن آنها به رویش می خندیدند و در هنگام ناراحتی اشک می ریختند. در واقع این باغ همه آن چیزی را بیان می نماید که درویش خان زبان بیانش را نداشته است. در دوره ای به اصلاحات زمین اعتراض می نماید، زمانی مرگ کسی را به عزا می نشیند و در زمانی دیگر هشداری برای چوپانان برای مراقبت از گوسفندهایشان می گردد.

شاید بسیاری از مردم باغ سنگی را فقط حاصل جنون یک مرد از ناراحتی بدانند اما آن گونه که به نظر می رسد این باغ سرشار از ذوق هنری است. درویش خان را می توان مردی هنرمند دانست که هنرمندی در همه ابعاد زندگیش پیدا بود حتی در حرکات موزونی که از خود در باغش نشان می داد و بعدها در فیلم زندگیش نمایش داده شد.

رازهای باغ سنگی

ساختار این باغ در نگاه اول بسیار ساده به نظر می رسد اما در هر کدام از درختانش سوالات بسیاری نهفته است؛ سوالاتی که به دلیل کر و لال بودن درویش خان هیچ گاه به جواب نرسید و او راز های زندگیش را برای همواره با خود برد.

1- فکر ساخت این باغ از کجا آمد؟

هنوز روایات محلی زیادی درباره اینکه فکر ساخت این باغ چگونه به ذهن درویش خان خطور نموده، در محافل شنیده می گردد. خانواده اش می گویند که او پس از مدتی گریه و ناراحتی از اصلاح اراضی دست به ساخت این باغ می زند اما چیزی راجع به چگونگی ایجاد این فکر در ذهن این مرد نمی دانند.

عده ای می گویند درویش خان بعد از مدتی ناراحتی، شبی در خواب یک باغ سنگی می بیند و از فردای همان روز آنچه را در خواب دیده می سازد. آنها می گویند این مرد حتی شکل و شمایل سنگ ها را قبل از آویزان کردن در خواب می دیده است.

بعضی داستان دیگری وِرد زبانشان است و می گویند درویش خان فردای همان شبی که خواب ساختن باغ را می بیند به هنگام چراندن گوسفندانش در بیابان متوجه به زمین افتادن چیزی از آسمان می گردد. با نزدیک شدن به آن شهاب سنگی را می بیند و به دلیل داغ بودن نمی تواند آن را لمس کند. او پس از سرد شدن شهاب سنگ آن را به خانه می آورد تا آغاز به ساختن باغ کند.

و روایت متفاوت دیگری از صاحب نظران این احتمال را عنوان می نماید که ایده ساخت باغ سنگی ناشی از مشاهده مسائل جنگ دنیای اول و دوم بر ایران بوده است.

در نهایت هیچ پاسخ درستی برای این سوال وجود ندارد و رمز و رازها درقلب درویش خان و زیر خروارها خاک است.

2- سنگ هایی رمز آلود

از روایات ساخت باغ که بگذریم، وجود چنین سنگ هایی در منطقه ای که سنگی در آن دیده نمی گردد تعجب برانگیز است. این سنگ ها تنها در کوه های اطراف یافت می گردد که 4 تا 5 کیلومتر با محل باغ فاصله دارند. بعضی می گویند آنها را با شتر یا الاغ می آورده و بعضی دیگر معتقدند خود درویش خان در طی 4 تا 5 روز آنها را حمل می نموده است.

برای رد کردن سیم یا هر چیز دیگری از سنگ ها، سوراخی در آنها وجود دارد و پاسخ هر سوالی را پیدا کنیم، سوالات در خصوص این سوراخ ها همچنان بی جواب است. حال سوال اینجاست : در محلی که هیچ سنگ سوراخی مشاهده نشده است، این سنگ ها از کجا آمده اند. بعضی بر این عقیده اند که او در محلی سنگ های سوراخ زیادی را پیدا نموده و با خود به اینجا آورده است، بعضی دیگر هم می گویند خود او این سنگ ها را سوراخ نموده است اما پس چرا هیچکس او را در حال سوراخ کردن سنگ ها ندیده است؟

3- درختان سحر آمیز

می گویند پس از مرگ درویش خان یکی از درختان فرو می ریزد و چندین مرد از روستای اطراف به زحمت می توانند درخت را پایدار و سنگ هایش را مجددا آویزان نمایند . اما پس چگونه پیرمردی در آخرین سال های زندگیش چنین توانی برای جابه جایی درختان و سنگ ها داشته است؟ و حالا چرا پس از مرگ او هر ساله تعدادی از درختان از بین می فرایند؟ آیا پای سحر و جادو در میان است یا درختان بدون وجود درویش خان دوست ندارند سرپا بایستند؟

راه دسترسی به باغ سنگی درویش خان کرمان

آدرس: استان کرمان، 40 کیلومتری جنوب شرقی سیرجان، دهستان بلورد، روستای میاندوآب

راه دسترسی: پس از طی کردن 30 کیلومتر در جاده اصلی سیرجان - بافت، بعد از بلورد، حیدرآباد و میاندوآب، تابلوی منطقه نمونه گردشگری باغ سنگی را خواهید دید. با ورود به فرعی و طی کردن چهار کیلومتر خاکی، باغ سنگی را می بینید که درب آن همواره به روی شما باز است.

امیدواریم مقاله باغ سنگی درویش خان کرمان مورد پسند شما قرار گیرید . در صورتی که سوالی از باغ سنگی درویش خان کرمان دارید می توانید از بخش نظرات با ما در میان بذارید.

کامپوزیت دندان ایمپلنت

منبع: تاپ تراول
انتشار: 29 اردیبهشت 1399 بروزرسانی: 29 اردیبهشت 1399 گردآورنده: jahangirrazmi.ir شناسه مطلب: 684

به "باغ سنگی درویش خان کرمان اماکن اسرار آمیز ایران" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "باغ سنگی درویش خان کرمان اماکن اسرار آمیز ایران"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید